میلاد تاروردیزاده ( 11/4/86 ساعت 3:8 ع )
به نام خالق گل محمدی
باسلام به تمامی بینندگان وخوانندگان این وبلاگ خیلی دوست داشتم که زودتر به روز کنم ولی مشکلی برایم پیشامده بود.همانطور که هفته پیش نوشته بودم که می خواهم وبلاگم رو به بخش های مختلف وموضوع های مختلف بر اساس علاقه ی خوانندگان مختلف در بیاورم .با توجه به این که هفته پیش نظراتی نداده بودید می خواهم از اولین موضوع(طنز) شروع کنم بنویسم. امیدوارم بعد از خواندن این لطیفه های طنز حسابی خندیده باشید اگر بی مزه بودند به لطف خودتون ببخشید و سعی کنید همیشه خوشحال باشید.
می خندم تا بخندد تا بخندید تا بخندند تا بخندی
- یه روز یکی میره پرچم بخره؛ میگه: آقا، یه پرچم ایران بدین. یارو یه پرچم ایران میاره و بهش نشون میده. مرده یه کم نگاش میکنه و بعد میگه: آقا، رنگ دیگه اش رو نداری؟!
***
- یه روز یکی خودش رو میزنه به موش مردگی، گربههه میخوردش!
***
- از یکی پرسیدن:اگه انسانها نبودن عزرائیل جون کیا رو می گرفت؟ میگه:جون امثال شما رو.
***
- یکی می گه : می دونی چرا ماهی ها نمی تونن صحبت کنن؟ اون یکی می گه: اگر تو هم دهنت پر آب بود نمی تونستی صحبت کنی.
***
- یک بار یه پرتغاله خودشو داشته به در و دیوار می کوبیده. ازش می پرسن: چرا ایجوری می کنی ؟ می گه: می خوام خونی شم!
***
- یکی دستش به پشتش نمیرسیده، زیر پاش صندلی میگذاره!
***
- به یکی می گن با توله سگ جمله بساز می گه: طولِ سگ ضرب درعرض سگ می شه مساحت سگ.
***
- یک بار یه کچله میره سلمونی . وارد اونجا که می شه همه بهش می خندن.کچله می گه: چیه، اومدم آب بخورم!
***
- یه روز یه زنه شوهرش رو گم کرده بوده، با برادرش میره کلانتری میگه: سرکار، شوهر من که گم شده قد بلند، مهربون، خوشتیپ و....برادرش میگه: چرا چرت میگی؟ اون ایکبیری که این شکلی نبود! زنه میگه: خب بذار حالا که داریم شوهر پیدا میکنیم، یه خوبشو پیدا کنیم دیگه!
***
- یه روز یکی میره لباس فروشی، میگه: ببخشید، این پیراهن نخیه؟ یارو میگه: آره. میگه: پس لطفا یه نخ بده.
به امید لطیفه های بهتر در روز های بعد
دوستدار شما دوستدار دوستی ها
=============================================================
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
=============================================================